خانه / دلنوشته / چگونه در وبلاگستان فارسی تغییر ایجاد کنیم؟
چگونه در وبلاگستان فارسی تغییر ایجاد کنیم؟

چگونه در وبلاگستان فارسی تغییر ایجاد کنیم؟

راستش را بخواهید برای انتخاب عنوان این پست تردید داشتم چندباری تغییرش دادم تا رسیدم به این عنوانی که می بینید. مدتی است که در وبگردی های خود به وضوح متوجه این قضیه شدم که هر روز خاموشی وبلاگستان فارسی شدیدتر از روز قبلش می شود در این پست همراه شما به بررسی علل خاموش وبلاگستان فارسی و راه حل آن می پردازم.

واقعا علت اینکه روز به روز تعداد وبلاگ نویسان متخصص ما کمتر می شود چیست؟؟

دنیای وب روز به روز در حال تغییر است،وبلاگ نویسان هم به ناچار باید تغییراتی در سبک کار و فکرشان دهند سرویس هایی که تا چندی قبل هیچ نام و نشانی نداشتند به یکباره هجوم آوردند و جمع کثیری از وبلاگ نویسان قدیمی ما به این جریان پرقدرت پیوستند.مشغله فکری و کاری و درسی همه ما داریم به نظرم اینها همه بهانه است تا خودمان را موقتا راضی کنیم بی حوصلگی و تنبلی که گاهی سراغ مان می آید یکی از عمده ترین دلایل رها کردن یا کم نوشتن در وبلاگ است واگرنه بهانه اینترنت پرسرعت هم نباید داشته باشیم آن هم در زمانی که اینترنت نسل سوم روی موبایل داریم حتی اگر در حد اسم باشد باز هم کار راه انداز است.وقتی به اوایل حضورم در اینترنت فکر می کنم تعداد مطالب آموزشی بسیار کمتر از الان بود اما آنچنان دقیق و باحوصله نوشته می شدند که حتی گاهی اوقات وقتی برای حل کردن مشکلی به آرشیو صفحات ذخیره شده خودم در 10 سال پیش مراجعه می کنم باز هم کارم را می افتد.به نظرم قبلا وبلاگ نویسان مطالب بهتری منتشر می کردند مطالبی که واقعا از دل وجانشان بیرون می آمد بدون کپی کاری و عجله نویسی.

در آن زمان من بیشتر جزو خوانندگان خاموش وبلاگستان بودم وبلاگستانی که در آن خبری از فیس بوک،توییتر و این همه شبکه اجتماعی نبود فقط خودمان بودیم.این موضوع را قبول دارم که همه باید با تغییرات زمانه پیش برویم اما واقعا این پیشرفت کردن تا کجا می خواهد ادامه داشته باشد؟؟؟ هر صبح که بیدار می شوم این استرس را دارم که در فید مطالبم کدام شبکه اجتماعی جدید روی بورس آمده و منم به ناچار باید عضو آن شوم.عضو شدنی که هیچگاه با رضایت قلبی ام همراه نیست، واقعا علاقه ای به حضور در هیچ کدام از این شبکه ها ندارم هیچ چیز مناسبی برایم وجود ندارد هر دانشی که دارم از همین سایت ها و وبلاگ هاییست که در وبگردی های شبانه روزی ام درطی این سالیان به دست آوردم آن هم بدون هیچ چشم داشتی.در این روزها فقط چند وبلاگ قدیمی می بینم که هنوز می نویسند اما این طور به نظر می رسد که اینها هم دیگر ذوق وشوق گذشته را ندارند دیر یا زود به خاموشی ابدی می روند.

نسل جدید ما که حوصله نوشتن ندارند زیرا همگی در فیس بوک هستند، به نظر می رسد اینها غیر از فیس بوک جای دیگری را نمی شناسند اصلا این روزها در کشورمان همه اینترنت را با فیس بوک می شناسند نمی دانم این فیس بوک و این همه شبکه های اجتماعی چه چیزی دارند که وبلاگ نویس هم اجبارا باید در آن ها حضور داشته باشد؟؟!! واقعا نمیشد از همان ابتدای ظهور این چنین شبکه هایی همین جو به ظاهر دوستانه ای که در فیس بوک وجود دارد را در وبلاگ های مان با روشهایی به وجود بیاوریم؟؟ گاهی اوقات از خود می پرسم که چطور یک شخص فرصت و حوصله سر زدن به همه این شبکه ها را دارد؟ چرا همه در این شبکه ها به دنبال لایک بیشتر هستیم؟؟ مگر چه چیزی به ما اضافه می شود؟؟ چرا در صورت مواجه با مشکل، فیس بوک یا امثال این شبکه ها به کاربر جهت حل آن کمکی نمی کنند؟؟؟ چرا نهایتا کلید حل مشکل کاربران در دست همین وبلاگ نویسان و مطالبشان است؟ زمانی که شما در گوگل برای حل مشکلتان جستجو می کنید به کجا هدایت می شوید؟ به شبکه های اجتماعی یا وبلاگ و وب سایتهایی که بدون چشم داشتی به رایگان اطلاعاتشان را در اختیارتان می گذارند. پس با این وضعیت چرا زیر مطالب وبلاگ نویسان تعداد نظرات روزبه روز کمتر می شود؟؟

از اینجا روی صحبتم با شما خواننده خاموشیست که فکر می کنید وبلاگ نویسی وظیفه ماست،حتما می دانید که این کارتان به چه چیزی می ماند؟؟ دقیقا مثل این است که شما در جمعی کلی حرف بزنید بعد از اتمام صحبت هایتان هیچ کس نظری در مورد حرف هایتان نداشته باشد،خوب در آن لحظه چه احساسی دارید؟؟ اگر می خواهید بگویید که اطلاعاتی در مورد موضوع مربوطه ندارید و نمی توانید در دیدگاهتان اطلاعات اضافه ای به خوانندگان دیگر یا نویسنده بدهید لااقل نظری در حد تایید یا رد صحبت های نویسنده بدهید که شخص نویسنده بفهمد کسی مطلبش را خوانده و به کارش آمده،تا شوق دوباره نوشتن پیدا کند. باور کنید وبلاگ نویس هم احساس دارد نباید همیشه به ساز شما برقصد نظر دادن کوچکترین کاریست که می توانید انجام دهید.به نظر شما با این وضعیت،فردی که هزینه نگهداری سایت و سِرور را از جیب خود می دهد چگونه امید به وبلاگ نویسی و تولید محتوای بیشتر داشته باشد؟؟ وبلاگ نویس به شوق دیده شدن مطلب توسط کاربران می نویسد واگرنه کسی بیکار نیست که هر روز برایتان مطالب جدید بگذارد،حتما اینها هم باید کپی کار یا مترجم سایت های خارجی شوند تا خیالتان راحت شود؟؟؟ حتما باید جملات بی محتوا و بی ارزشی که در شبکه های اجتماعی می بینید را بنویسیم تا بیایید و لایک بزنید؟ چرا تولید محتوا فقط روی دوش چند وبلاگ نویس است؟ چرا به جای نوشتن فقط دنبال انتقاد بیهوده از سایرین و وضعیت موجود هستیم؟؟ چرا داخل شبکه های اجتماعی که این همه کمپین بی فایده روزانه راه می افتد یک کمپین برای اعلام حضور بیشتر در وبلاگستان فارسی راه نمی افتد؟؟ شاید پیش خودتان اینطور برداشت کنید که من خواننده خودم را در حرفهایم مجبور به گذاشتن نظر می کنم اما اینطور نیست بگذارید مثالی بزنم تا علت گفتن این حرفهایم را بفهمید: حتما همه شما وبلاگ یک پزشک را می شناسید و خبر دارید که چند روزیست در حال تغییر قالب است این تغییرات باعث خرابی فید سایت یک پزشک شده طوری که خیل عظیمی از خوانندگان خاموشی که تابحال حتی به خودشان زحمت بازدید از سایت اصلی را نمی دادند به ناچار وارد سایت محبوب خود می شوند و بی خبر از همه جا لب به اعتراض می گشایند که چرا فید سایت را قطع کردید؟ ما از دست شما ناراحتیم!! دوست عزیزی که عاشق وبلاگ خاصی هستید و برای به روز شدنش هر روز فید خود را چک می کنید کمی به خود زحمت دهید و هر از چندی وارد سایت محبوبتان شوید از نویسنده مورد علاقه تان یک تشکر خشک وخالی کنید با این کارتان پالس مثبتی برای ادامه دادن به وی ارسال می کنید نه اینکه در چنین مشکلات ناخواسته ای طلبکار باشید.

راه حل خروج از سکون وبلاگستان

از اینجا به بعد روی صحبتم با جوانانی است که فقط دنبال دانلود فیلم و موزیک و نرم افزار های اندرویدی هستند شماها چه بخواهید و چه نخواهید روزبه روز تعداد قدیمی های وبلاگستان فارسی کمتر از این می شود علتش هم مشخص است:بالا رفتن سن و تغییر شرایط زندگی،شاغل شدن خیلی از این افراد و نداشتن فرصت کافی و… باعث شده تا وبلاگنویسی به اولویت های چندمشان بدل شود،اینجاست که نیروی جوان باید وارد عمل شود اگر از این همه جوانی که روزانه در حال فعالیت در شبکه های اجتماعی هستند فقط تعداد اندکی شان یک وبلاگ با موضوعی که خودشان در آن متخصص هستند ایجاد کنند مطمئنا تغییر شگرفی در وب فارسی می بینیم،حتی اگر شده هفته ای یک بار، مطلبی نخصصی هر چند کوچک بگذارند مطمئنا این وضعیت تغییر می کند.واقعیت این است که با برگزاری هزاران همایش و جلسه و حرف زدنهای بیهوده مشکلات این چنینی حل نمی شوند فقط من و شما هستیم که باید از وبلاگ نویسی داخلی حمایت کنیم.سمت بحث و فعالیت گروهی در زمینه وبلاگ نویسی نمی روم زیرا به نظرم ما ایرانی دچار عدم تمایل به روحیه ی کار گروهی هستیم.نمی توانیم یکدیگر را تحمل کنیم یا بهتر بگویم نمی توانیم یکدیگر را ببینیم.

شاید ذهنیت شما در مورد وبلاگ نویسی این باشد که هر روز باید وبلاگ خود را با مطلب جدید به روز نگه دارید تا از غافله عقب نمانید یا حتما دامنه و فضای شخصی تهیه کنید، اما باور کنید این چنین نیست همه چیز بستگی به خودتان دارد که چگونه برنامه ریزی کنید.اکثر ما وبلاگ نویسان تا قبل از شروع به کار وبلاگ مان فکر می کردیم وبلاگ نویسی کار سختی است اما در این بازه زمانی با به وجود آمدن انواع سیتم های مدیریت محتوا نباید بهانه ای داشته باشیم اگر هم کار با چنین نرم افزارهایی را بلد نیستیم مگر سرویس های وبلاگ نویسی آماده وطنی کم هستند؟ سرویس هایی که امکاناتشان کمتر از یک سایت شخصی نیست مانند سرویس وبلاگ نویسی شرکت بیان که من قبل از شروع به کار در اینجا در این سرویس دهنده وبلاگی داشتم و گاهی مینوشتم.نیازی نیست که از امکانات حرفه ای این سرویس چیزی بگویم فقط کافیست همین امروز خودتان تست کنید و ببینید که از بین سایر سرویس های وطنی سرتر است.اگر در وبلاگ نویسی بازه ی زمانی انتشار مطلب جدید را حفظ کنید حتما موفق می شوید حتی اگر شده یک مطلب در هفته،اما مطلبی باشد که کپی یا ترجمه شده مطالب دیگران نباشد.با این شیوه حتی اگر شاغل هم باشید زمان کافی برای ویرایش بیشتر در اختیار دارید در طی هفته هر ایده ای که به ذهنتان می رسد را جایی یادداشت کنید تا در زمان مناسب بیشتر روی آن فکر کنید و گسترشش دهید.برای اینکه از غافله شبکه های اجتماعی عقب نمانید بعد از انتشار مقاله در وبلاگ، آن را به اشتراک بگذارید تا از این راه ارتباط با دوستانتان را حفظ کنید.در مورد نوع مطلب هم نیازی نیست خیلی حرفه ای کار کنید همه وبلاگ نویسان از هیچ شروع کرده اند و بعد از مدتی راه خود را پیدا کردند.هرچه از دل برآید بر دل نشیند سعی کنید فعالیت خود را طبق این ضرب المثل تنظیم کنید به این شکل که هرچه در فکرتان می گذرد را پیاده کنید فقط کافیست خودتان باشید و همانند خیلی از سایت های زرد مطالب تکراری ننویسید. در مورد نوع وبلاگ نویسی به پستی از آقای بهراد جاود مراجعه کنید حرفایی که خودم میخاستم بزنم را ایشان زودتر و زیباتر گفتن.

هر جامعه و کشوری دارای یک سری خطوط قرمزهایی می باشد که باید توسط مردمان آن کشور رعایت شود این قضیه فقط مختص کشور ما نیست، اگر قصد دارید از این خطوط عبور کنید توصیه می کنم اصلا وبلاگنویسی را شروع نکنید اگر هم شروع کردید دردسرهای آن را باید قبول کنید.مگر ما کارشناس مسایل این چنینی هستیم که باید در همه چیز دخالت کنیم؟؟ هرکسی تخصصی دارد شما هم بهتر است در حوزه خود بنویسید و باقی قضایا را بسپرید دست اهلش.سرتان به کار خودتان باشد و از کاری که شروع کردید لذت ببرید مثل عوام نباشید که در تاکسی و محل کار و هرجایی که چند نفر جمع شدند از همه چیز حرف می زنند آخرش هم هیچ نتیجه ای نمی گیرند.با وبلاگ نوییسی یاد می گیرد که تخصصی حرف بزنید و بنویسید.

رواج بیشتر شبکه های اجتماعی باعث ایجاد پدیده ای به نام اسکن چشمی در بین کاربران شده که متاسفانه به مطالب بلند هیچ توجهی نمی کنند نویسنده هم به ناچار باید مطالب کوتاه بنویسد به این شکل بار علمی مطلب بسیار کمتر می شود، خوانندگان فقط به نوشته های چند کلمه ای یا جملات قصار کوتاه توجه می کنند و چه بسا مقاله ای پربار باشد اما فقط با نگاه کردن سطحی از آن می گذرند،متاسفانه به این فکر نمی کنیم که نویسنده برای نوشتن آن مطلب زمان زیادی صرف کرده،در منابع انلاین و آفلاین بیشماری به خاطر ما جستجو کرده با این کارمان واقعا ظلم بزرگی در حق نویسنده های وبلاگستان کرده ایم البته همان طوری که از نوع نوشتن بنده در این وبلاگ متوجه شدید عادت به کم نوشتن ندارم دوست دارم موضوع را کامل باز کنم هدفم از شروع وبلاگ نویسی این نبود که دچار جوزدگی اجتماعی شوم،من بلند می نویسم هر شخصی که علاقه دارد دنبالم می کند غیر این هم مشکلی با این موضوع ندارم.مگر خواندن یک مطلب چقدر زمان می خواهد؟؟؟ به آن همه زمان تلف شده ای که به صورت کاملا بی هدف و بی برنامه از وایبر و چت روم های عمومی گرفته تا سایت های اشتراک گذاری عکس در حال تلف کردن هستید فکر کردید؟ شاید بگویید اینها شعار است اما باور کنید که زمان ما روی زمین از آن چیزی که فکرمی کنیم کمتر است روزی به خودمان می آییم و می بینیم که چیزی به دانش ما اضافه نشده، حتی کشور و مردم خود را نمی شناسیم در این شرایط امکان برقراری ارتباط هم وجود ندارد زیرا به نوعی احساس عقب ماندگی می کنیم.ممکن است به خود بگویید که کسی با سایت من به علت معروف نبودن آشنا نمی شود یا حتی از طریق موتورهای جستجوگر مورد جستجو قرار نمی گیرم اجازه دهید نکته ای را یادآور شوم:آیا این همه دانشمند و نویسنده و… که داریم یک شبه معروف شده اند؟؟ آیا از همان ورزهای اول فعالیت شان معروف بودند و مردم از کتاب هایشان استفاده می کردند؟؟ معروف شدن یا تفکر غالب شدن در اینترنت نیاز به فعالیت پیوسته دارد به این صورت که همیشه باید بنویسید و مطالب ناب تحویل دهید با این حال اگر هنوزم این فکرها اذیت تان می کند می توانید در همان فیس بوک صفحه ای شخصی برای وبلاگ یا وب سایت تان بسازید و شروع به کار کنید به این ترتیب با یک تیر دونشان می زنید:هم خودتان معروف می شوید هم وبلاگ تان.از طرفی تولید کننده محتوا هستید از طرف دیگر به فعالیت های قبلی خود ادامه می دهید کمی بعد همه دوستان و آشنایان با طرز فکرتان آشنا می شوند در اجتماع هم می توانید صاحب نظر شوید، زیرا وبلاگ جاییست که خود واقعی تان را می توانید نشان دهید. می توانید نگاه خاصی به مسائل از دید خودتان داشته باشید و منتشرش کنید مثلا ما در وبلاگستان هنوز شخصی را نداریم که در مورد مسائل حقوقی و شهروندی مطالب تخصصی بنویسد هر چه پیدا می شود وبلاگ های کپی کار در سرویس دهنده های وطنی هستند که به علل مختلف مانند نداشتن گفتار مناسب،صاحب نظر نبودن در مورد موضوعی خاص یا حتی نداشتن اعتماد به نفس کافی هیچ وقت حرفهایشان به گوش عموم نمی رسد. واقعا چند نفر از شما به حقوق شهروندی خود در اجتماع اِشراف کامل دارید؟؟؟ چه تعداد از ما زمان امضاء قراردادی با بندهای آن آشنایی داریم؟؟ آیا واقعا مشکل این است که در رشته حقوق و دانشجویان این رشته شخصی وارد به مسائل کامپیوتری پیدا نمی شود یا اینکه خودمان نمی خواهیم یا جامعه مان نمی خواهد؟؟. خوشبختانه در وب فارسی با پیشرفت هایی که نسبت به سالیان قبل صورت گرفته امکانات لازم برای انتشار سریع و بی‌واسطه‌ی محتوا داریم هم اکنون فقط به تولید کننده نیاز داریم، طراحی و بالا آوردن یک سایت بیشتر از 10 دقیقه زمان نمی خواهد پس مشکل از جای دیگریست.

از طرفی یکی از مزیت های وبلاگ نویسی این است که باعث افزایش مهارت سخن گفتن و برقراری ارتباط بهتر با جامعه می شود،ان شالله در پستی جدا این موضوع را بررسی می کنم که شروع وبلاگ نویسی چه تاثیراتی روی شخص خودم گذاشت،می توانید سبک فکری خودتان را بپرورانید،نیازی نیست که همه با شما موافق یا مخالف باشند مهم این است کاری که شروع کردید را با رضایت قلبی خود ادامه دهید و از فعالیت تان لذت ببرید. افراد بسیاری هستند که در اجتماع قادر به بیان یک جمله درست و حسابی نیستند به همین علت از همه کناره گیری می کنند اما در این فضا می توانند برای خود حلقه دوستانی ایجاد کنند تا کم کم حال و هوای جدیدشان به جامعه واقعی سرایت کند.در فضای شخصی وبلاگ خود می توانید دوستانی هم فکر خود پیدا کنید حتی اگر تعدادشان از انگشتان دست هم کمتر باشد بهتر از هیچ است.با شروع وبلاگ نویسی در برابر خوانندگان خود احساس مسئولیت پیدا می کنید که وبلاگ خود را به روز نگه دارید از طرفی همیشه چند نفری منتظر حرفهای شما هستند پس به نوعی در زندگی تان هم تاثیر دارد و از شما انسان منظمی می سازد.

نمی گویم ترجمه نکنید،اما ترجمه ای کنید که موضوع خاصی را شامل شود و خلاء موجود پر شود خیلی از مترجم های ما دنبال آخرین اخبار تکنولوژی هستند هر چه هم سایت جدید می بینم فقط دنبال انتشار این چنین خبرهایی می روند اما واقعا چه تعداد از مردم دغدغه شان ساعت هوشمند است؟؟؟ اصلا چند نفرمان می توانیم اینها را بخریم؟؟؟ خیلی از کاربران ما هنوز قادر به استفاده از ساده ترین امکانات اینترنت نیستند آن وقت بیایند ساعت هوشمند یا هر گجت دیگری آن هم با این قیمت های نجومی بخرند؟؟ در کشورمان به موازی کاری های همیشگی در همه بخش ها عادت کردیم جالب تر اینجاست که همگی در یک سطح موازی کاری می کنند لااقل هیچ یک از سایت ها خدمات با سطح بالاتری ارائه نمی کند تا دلمان خوش باشد! گاهی از یک مطلب یا گجت چند ترجمه و بررسی می بینم در حالی که هیچ کدامشان مطلب جدید قابل گفتنی هم ندارند.

اقای علیرضا شیراز مدیریت سرویس بلاگفا در پستی تفاوت های بین وبلاگ نویسی و حضور در شبکه های اجتماعی را بررسی کردند که بنده از تکرار مکررات پرهیز می کنم دو لینک دیگر هم دروب گردی هایم پیدا کردم که اولی از یک پزشک می باشد آقای مجیدی به صورت کامل به فواید و زیان‌های وبلاگ‌نویسی پرداخته اند و دیگری سایت پراب می باشد که به صورت تخصصی در زمینه وبلاگ نویسی حرفه ای مقالاتی را منتشر می کند.لینک دیگری هم معرفی می کنم که فیلمی است مربوط به روز وبلاگستان فارسی در 16 شهریور امسال که توسط سایت پارسیش تهیه شده است در این فیلم هم نکاتی در مورد موانع و مشکلات موجود وبلاگنویسی توسط بلاگرهای فعال و خاموش وبلاگستان ذکر شده که دیدنش را توصیه می کنم.اولین بارم است که نویسندگان قدیمی وبلاگستان را روبروی دوربین می بینم بدون اینکه ترس از دیده شدن داشته باشند البته خیلی های دیگر در این فیلم حضور ندارند،با حجم تقریبی 440 مگابایت دانلود کنید. پیشنهاد می کنم این چهار لینکی که در این پست معرفی کردم را کامل بخوانید دید خوبی نسبت به وبلاگ نویسی پیدا می کنید. در این پست تقریبا 3000 کلمه ای سعی کردم کمی انگیزه نویسندگی در شما ایجاد کنم میزان اثرگذاری حرفهایم را نمی دانم که چقدر است اما من هم روزی مثل شما بودم از چیزی که هستید نترسید فقط کافیست اولین گام را بردارید هر سوالی یا مشکلی در زمینه شروع کارتان داشتید بپرسید اگر در حد اطلاعاتم بود پاسخ می دهم.

موفق باشید

 

درباره‌ محمد علی پور

محمد علی پور هستم فارغ التحصیل رشته ICT.قبل از اشتراک هر مطلبی اول آن را تجربه می کنم سپس با شما در میان می گذارم. معرفی کاملترم در صفحه "درباره یک جوان" موجود است.

19 نظر

  1. سلام
    ببخشید که نظرم بی ربطه ولی یه سوال داشتم
    شما از هاستتون راضی هستید؟(شتاب هاست)

  2. فک می کنم اولین بارمه که از شما مطلبی می خونم. از سال 84 وبلاگ نویس بودم و سه تا آدرس با سه سبک نوشتن عوض کردم. در نهایت سال 90 باور کردم که دوره وبلاگ نویسی فارسی تموم شده و منم باید باهاش خداحافظی کنم.
    توضیح اضافه ندم، اما خواستم بدونید نوشته تون تلنگری بود برای من، که یادم بیاد وظیفه دارم مصرف کننده صرف نباشم، و به تولید محتوا در وب فارسی فک کنم. اگر روزی از این روزها، به وب نویسی برگشتم، مطمئن باشید که اولین تلنگر رو این نوشته شما زده :-)

  3. مطلب خيلي جالبي بود.وب لاگ نويسي واقعا نياز به حوصله داره.البته اگر ادم حرفي واسه گفتن داشته باشه حوصله هم خودش مياد.به شخصه اعتقادي به مطلب نوشتن مرتب تو وبلاگم ندارم.هر وقت كه احساس كنم بايد در مورد يه موضوع صحبت كنم مينويسم.در كل خيلي ممنون كه وقت ميزاري.

  4. ۱-همین امروز با وبلاگتون آشنا شدم و این مطلب رو هم به طور کامل خوندم و از نکات فراوانی که گفته بودید هم استفاده کردم.

    ۲-به خاطر طرز فکری که در ارتباط با وبلاگ نویسی دارین واقعا شما رو تحسین می‌کنم

    ۳-در ارتباط با شبکه‌های اجتماعی هم باید بگم که اگر وبلاگ را به یک خانه تشبیه کنیم شبکه‌های اجتماعی مانند صندوق پستی این خانه هستند.یعنی وبلاگ و شبکه‌های اجتماعی هر کدوم در جای خودشان لازم هستند.

    ۴-بازهم منتظر نوشته‌های خوب شما هستم

  5. سلام

    قبل از هر چیز میخوام یه خسته نباشید بگم که یه همچین مطلب بلندی رو آماده کردی.

    خوب در مورد حرفایی که تو این پست زده شده یه سری نکته میخواستم باهاتون در میون بذارم:

    ۱- محتوای این پست طوریه که به نظر من انگار شبکه‌های اجتماعی دارن به عنوان دشمن وبلاگ‌ها معرفی میشن که تصور نادرستیه. درسته، اکثریت کاربرا چه ایرانی و چه خارجی بیشتر از اینکه تو وبلاگ‌ها بچرخن تو شبکه‌های اجتماعی هستن دلیلشم اینه که توی شبکه‌های اجتماعی می‌تونن به صورت مجازی با دوستا و آشناهاشون در مورد هر موضوعی با هم در ارتباط باشن یا حتی دوستای جدید پیدا کنن. به نوعی زندگی مجازی همه ما رو همین شبکه‌های اجتماعی تشکیل دادن.

    اما کامنت دادن زیر پست‌های وبلاگی به اندازه بودن تو شبکه‌های اجتماعی و کامنت دادن و لایک کردن و ریتوییت کردن جالب نیست برای کاربر. اینو همه اونایی که تو شبکه های اجتماعی فعالیت می‌کنن قبول دارن. اما این دلیل نمیشه که بگیم شبکه‌های اجتماعی رقیب وبلاگ‌ها هستن. برعکس! خیلی از وبلاگ‌ها هستن که بیشترین میزان ترافیک خودشونو از طریق شبکه‌های اجتماعی به دست میارن. به همین دلیله که مفاهیمی مثل بازاریابی محتوا در شبکه‌های اجتماعی به وجود اومدن.

    ۲- وبلاگ‌های رایگان که تو سرویس‌هایی مثل به قول شما بیان یا بلاگفا یا حتی وردپرس دات کام ایجاد میشن چندان شانسی برای موفقیت ندارن چون از خیلی جهات محدود هستن. مثلا نمیشه تکنیک‌های سئو رو روشون پیاده کرد که تو موتورهای جست‌وجو به راحتی پیدا بشن یا اینکه صاحب وبلاگ نمی‌تونه توش به راحتی به کسب درآمد بپردازه. ضمن اینکه دامنه‌های بلندی که وبلاگ‌های رایگان ارائه میدن خودش یه امتیاز منفی بزرگ هست. خلاصه اینکه به نظرم وبلاگ اگر با دامنه و هاست شخصی باشه خیلی شانس موفقیتش بیشتر میشه.

    ۳- دیدگاه منفی و انتقاد همیشه وجود داشته و وبلاگ نویس هم نباید همیشه انتظار تعریف و تمجید رو داشته باشه. اگه یه مخاطب شکایت بکنه یا ناراضی باشه حق داره چون از نظر خودش کم کاری دیده شده. وبلاگ نویس هم باید با صبر و حوصله به این دیدگاه‌های منفی جواب درست بده. از این نظر اعتراضی به مخاطب وبلاگ وارد نیست.

    ۴- وقتی که تو فیسبوک و توییتر و وایبر و… می‌گذرونیم در واقع وقت تلف کردن نیست بلکه داریم با دوستان خودمون ارتباط برقرار می‌کنم و این کار رو می‌کنیم چون باید این کار رو انجام بدیم. انسان یه موجود اجتماعیه و از برقراری ارتباط با همنوعان خودش لذت می‌بره. اگه اجتماعی نباشیم مریض میشم. قرار نیست همه به تولید محتوا و وبلاگ نویسی بپردازن. هر کس چیزی برای نوشتن داشت می‌تونه برای خودش یه وبلاگ بزنه و بنویسه. تازه وبلاگ نویس‌ها هم خودشون تو شبکه‌های اجتماعی خیلی فعال هستن. نمونش خودم :)

    ۵- هر سه یا چهار خط یه خط فاصله بذار تا خوندن مطالبت آسون‌تر بشه. اینجوری چشم آدم موقع خوندن درد می‌گیره و خط‌ ها رو هم گم می‌کنه. ممنون.

    • سلام خواهش میکنم
      درسته قبول دارم بافعالیت توی شبکه های میشه خیلی اجتماعی تر شد ولی نوع فعالیت ماتوی بکه های اجتماعی باعث شده که خیلی کمتر دنبال مطالب بلندی مثل همین مطلب باشیم
      مطمنم خیلی ازکاربرا ازنگاه کردن به این مطلب میترسن چه برسه به خوندنش!! چرا؟چونکه عادتامون تغییر کرده.
      با مورد 2 کاملاموافقم ولی برای شروع بدنیستن چون خیلی ازماها باهمینا روع کردیم تارسیدیم به اینجا.با بودن سرویس هایی مثل شرکت بیان نیازی به هاست شخصی نیست همون دامنه کافیه امکانات خوبی هم داره نمیدونم تاحالا باهاش کارکردی یانه.دست کمی از سایت نداره
      3و4 هم موافقم توپست هم توضیحاتی دادم.
      5 هم به روی چشم سعی میکنم به روزرسانی کنم برای خودمم گاهی اوقات سخته که بشتربخاطر تعداد زیاد خطوط هست.

  6. حرفتون رو قبول دارم.وبلاگ های تخصصی کم داریم.اصلا وبلاگ خوب کم داریم.ماشاالله چقدر نوشتید و همه چی رو توضیح دادید.معلومه دلتون پره.مثل ما

  7. سلام

    یک بخش‌اش برمیگرده به اینکه اگر کسی تو وایبر و فیس و … یک مطلب چرت هم بنویسه سریع مطلبش لایک میگیره و طرف انگیزه پیدا میکنه که مطلبم خوب بود!!! و دوباره مطلب مینویسه!
    و یک جور تبادل لایک در این شبکه ها وجود داره در صورتیکه در وبلاگ‌نویسی حتی تبادل لینک هم چنان جدی گرفته نمیشه! (یعنی وبلاگ نویس‌ها قسمت لینکدانی قوی ندارند و به مطلب خوب همدیگه کمتر لینک میدهند! و چند ماهه به مطلب جدیدی لینک نداده و همان لینکهای تکراری قبلی است! نمیدانم چرا!؟)

    وبلاگ‌نویس منتظر کامنته ولی انگار خواننده‌اش عادت یا حال نوشتن کامنت را نداره!‍!

    یک عادت بد و خطرناکی هم که شبکه‌های اجتماعی دارند بوجود می‌آورند عادت به مطالب کوتاه در حد یکی دو تا پیامک هست!!! این عادت باعث میشه خواندن یک مطلب بلند برای خواننده این شبکه‌ها خیلی مشکل و حتی غیرممکن باشه!

    • سلام حرفتون درمورد نبود لینکدونی قوی قبول دارم ولی کارنشد نداره خیلی راحت با افزونه های اضافی میشه این امکان رو بوجود اورد
      اون عادت خطرناک بوجود اومده که وضعمون این شده.

      • درباره لینکدونی منظورم این بود که وبلاگ نویسها کمتر عادت ندارند که لینکدونی بروزی داشته باشند و هر دفعه که پست جدیدی میخواهند بزنند چند تا لینک جدید هم در لینکدونی‌شان بگذارند!
        اگرنه امکان فنی‌اش فراهمه

  8. فک کنم دلیل زیاد بودن وبلاگ های شعر و عشق و این حرفا بیشتر بخواطر روحیه داغون مردمه :(
    کمتر کسی رو میبینی فوتوبلاگ داشته باشه
    کمتر کسی رو میبینی بیاد چیزی که یاد گرفته رو با وبلاگنویسی به اشتراک بذاره
    اکثرا یا وبلاگی درمورد شعر و عشق و عاشقی میسازن یا وبلاگ هایی برای دانلود ویا اخبار

    • حرف شما صحیح ولی نویسنده این چنین وبلاگ هایی بعداز تغییر روحیه اش به طبع مجبور به تغییر سبک وبلاگ خودش میشه وبلاگ نویسی اینطوری فایده ای نداره
      فقط یسری وبلاگ های بی فایده باقی میمونه که سرویس دهنده بعد مدتی همشو حذف میکنه

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*